سلام به همتون
الان ميشه گف يه سالي از ساخت اين وبلاگ ميگذره و تو اين يه سال و چن ماه
دوستاني پيدا كردم كه مطمئنم راحت نيست برام تا ازشون جدا شم ولي از اونجايي
كه همتون ميدونين چه اونايي كه باهاشون حرف زدم چه اونايي كه تو چت باهاشون بودم
و چه اونايي كه تو اين مدت نوشته هامو ميخوندن خيليا كه اگه ميخواستم اسم همشونو بگم
بايد آخر نوشتن عصا به دست ميشدم ولي اونايي كه يادم بودن رو ميگم از بقيه هم معذرت
ميخوام اگه اسمشونو ننوشتم ولي بدونن كه هميشه به حرفاشون ، نظراشون و اعتقاداشون اعتقاد
دارم دارم میرم ولی مطمئن باشین بازم برمیگردم چون دل کندن از اینجا برام ممکن نیس
میرم به چه میدونم استراحت با چیزی شبیه به اون شک نکنین که دیر یا زود منو
اینجا میبینین مطمئن باشین
ميخوام از زهراي ماه پيشوني تشكر كنم كه كمكم كرد همون كسي كه وقتي ناراحت بودم دلداريم ميداد
وقتي عصبي بودم به حرفام گوش ميكرد خلاصش كلي مديونشم از مينا كه مثل يه آبجيه بزرگتر به دادم
رسيد از ميثم كه از دوستيم با اون بيشتر از 10سال ميگذره از بهناز،عسل، مهسا، پريا كه از اوايل
شروع وب نويسي پيشم بودن و با نظراتشون كمكم كردن
سارا يكي ديگه از كسايي بود كه منو داداش خودش ميدونست و منو با اسم داداشي صدا ميكرد يه
مدتي خودش وب داشت و اس ام اس مينوشت بعدش يه وب با كمك زيگ و زاگ نوشت ولي چون
به خواسته هاش رسيد از دنياي وب جدا شد
از سارا گلي كه هميشه با نوشته هاش منو ياد مادر مينداخت و الانم شده نامزد يه پسر خوب و آقا
به اسم سعيد ايشالله كه خوشبخت بشن
يه زهراي ديگه هم بود كه اسمش رو دختران بي كس ميدونست ولي تنها نبود چون اينقد دوست داشت
كه خودشم باورش نميشد تنها باشه
الناز كه تازه به كوروش رسيده به عشقي كه از بچگيا دنبالش ميگشت
دوتا هم مصطفي بودن يكي كارناواليست يكي هم جيگر كه هردوتاشون از دنياي نت فرار كردن اونم
بي خبر نميدونم چرا ولي خيلي وقته تو نت نيستن
محيا و سپهر كه هر دوشون جالب مينوشتن سپهر از دوستاي دبيرستانيم بود و از اون بچه هاي پايه براي
همه چي
محيا از اون دختراي شيطون بود كه از دست شاسخين يه دقه آرامش نداشت
هكر نازنين كه با اينكه تو ايران نبود ولي به من خيلي نزديك بود هيچوقت تنهام مذاشت با اينكه ميدونم
هميشه دير بهش سر زدم از همينجا بازم ميگم ببخشيد
ساناز كه خواهر پرياس اينقد اين دوتا آبجي شيطون بودن كه از پسشون نميشد بر اومد ولي خيلي برو
بچ نازين
شهرزاد كه دوتا وب داره يكي تنهايي يكي با دوستش
ابرو كه وسطا رفت و برگشت ولي الانم زياد تو نت نديدمش ولي خيلي باحال حرف ميزد و مينوشت
عقايد قشنگيم داشت
غزل سياه كه كمتر آپ ميكرد وهر دفه هم كه آپ ميشد كوتاه و قشنگ مينوشت با جسارتي حرفاشو
ميگه كه انگار خودش همشونو امتحان كرده و اين خيلي جالب بود برام
اين آخرا با قاف آشنا شدم كه ادبي مينوشت با اينكه نشد باهاش حرف بزنم يا چت كنم ولي از معرفي
خودش كه تو وبش نوشته بود معلومه روح بزرگي داره
بازم ميگم اونايي كه از قلم افتادن منو ببخشن ولي تو اين مدت فقط خوبي نيود براي من گرچه مشكلات
زندگي رو شيرين ميكنن از اينكه تلاش كردم به همه كمك كنم ضربه خوردم ولي با اين حساب بازم به
كارم ادامه ميدم تا جايي كه در توانم باشه به دوستام كمك ميكنم
راستي يه زماني يه آي دي هم داشتم كه همه اين دوستام توش بودن همون كه توش قول دادم اگه وب رو
تعطيل كردم نوشته هامو تو يه دفتر بنويسم تا شايد ديگه كسي مجبور به خوندشون نباشه بجز خودم حالا
ديگه اون آي دي هم مرد اون آيدي خاطرات خوب و بد زيادي داشت جدا شدن ازش كار ساده اي نيست
ولي فك كنم ديگه چاره اي نداشته باشم(u3f_ch) هم تعطيل شد
اينجا...تو اين آسمون...با همه كهكشانيام خداحافظي ميكنم ميگم من يوسف چاوش اكبري بودم كسي كه دوس
داشت تو زندگي به همه كمك كنه اون نمرده هنوز زندس و نفس ميكشه و تا خون به رگش داره به هر كي
ميتونه كمك ميكنه این وبلاگ عمرش به سر میاد ولی نه به این دلایلی که میبینین اینجا به همون جایی
برمیگرده که از اول هم همونجا بود تو یه دفتر ۱۰۰ برگ با کلی نوشته جایی که میدونم کسی به
خودش اجازه نمیده به کسی توهین کنه الکی برای کسی اسمی بذاره یا با اسمای الکی حرفایی رو بزنه
که باعث ناراحتیه بقیه بشه همونجور که قبلا" هم گفتم برای همه مردم و همه اعتقادها احترام قائلم و
به همین خاطر این وبلاگ رو تعطیل میکنم تا دیگه کسی بیشتر از این شرو به توهین نکنه از همینجا هم
از همه افرادی که به نوعی بهشون توهین شده معذرت میخوام
یکی یکی سر کله دختر خانوم های تیتیش مامانی داره پیدا میشه . شما هم که به من
توهین کردین حق دارین . این دنیا اینطوری یه . اون از یوسف این هم از شما . اما هرگز فکر
نمی کنم که یوسف در مورد من حتی حاضر باشه یک کلمه به کسی چیزی بگه . کاری نکرده
که توان بازگو کردنشو داشته باشه . اگر من جای او بودم این وبلاگ رو به کل می بستم و اصلا
دور و بر چت نمی گشتم . آقا یوسف یادته می گفتی اصفهان زیباست چون من اونجا هستم ؟ یادته
می گفتی اولین عشقتم ؟ یادته ؟...
آره . حتما که یادته . وبلاگ من هم یادته . اما هرگز نمی تونی دربارش حتی برای من حرف بزنی .
شرم داری . همه این دختر ها آبجی های تو هستن . تو راست می گی و تو هم براشون یه داداش
گل و نمونه هستی !...باز هم اشکالی نداره . دلی که شکستن حقش نبود ولی شکوندیش تو هم راست می گی . من چرت و پرت می گم . اصلا من اضافه هستم در رویاهای زیبای یوسف خان شما!! خوب . من هم نفرین بلد نیستم اما خدا بالا سرمون رو خوب می شناسم ....
تو دنیای چت هم دیگه مو نمیبینین چون نمیخوام به قول این دل شکسته داداش کسی باشم چون
فک کنم همه مشکلات من از همین چت کردنا شرو شد باشه من میرم تا ببینم تنها شیطان روی زمین من
بودم یا نه بازم هستن کسایی که دل این دلشکسته رو بشکنن ولی ازش میخوام تا خودشو معرفی کنه
گرچه دیگه این وب آپ نمیشه ولی دوس دارم بدونم اون کیه که فک میکنه من دلشو شیکوندم؟؟؟
فک کنم دیگه همه حرفامو گفته باشم فقط میمونه این جمله آخرم:
جایی دیگر زمانی دیگر...شاید جایی که کسی به خودش اجازه نده به کسی توهین کنه
گفتنش سخته ولي ميگم
تا ابد كه همديگه رو ببينيم خداحافظ...
در پناه اهورامزدا پاك و شاد باشيد
يوسف

